بن دندان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بُ نِ دَ) (اِمر.) ۱- ریشه دندان. ۲- لثه. ۳- قصد، اراده. ۴- فرمانبرداری و اطاعت با میل و رغبت.واژه قبلی: بن بستواژه بعدی: بنا