بناغ
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(بَ) (اِ.) ۱- تار ابریشم، تار ریسمان. ۲- ریسمان خام که دور دوک پیچند.
(بَ) (اِ. ص.) هوو، دو زن که یک شوهر داشته باشند.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(بَ) (اِ.) ۱- تار ابریشم، تار ریسمان. ۲- ریسمان خام که دور دوک پیچند.
(بَ) (اِ. ص.) هوو، دو زن که یک شوهر داشته باشند.