واژه جو

بنت العنب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بنت العنب . [ ب ِ تُل ْ ع ِ ن َ ] (ع اِ مرکب ) شراب، چه عنب انگور را گویند و در عرب و فارس شراب از انگور میسازند. (غیاث اللغات ). کنایه از شراب انگور. (آنندراج ). دختر رز. می . خمر. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : موی بر خیک دویده ز حسد تیغزن است تا بخلوت لب خم بر لب بنت العنب است . انوری (از آنندراج ). مرا سجده گه بیت بنت العنب بس که از بیت ام القری میگریزم . خاقانی .

معنی بنت العنب | واژه جو