بنجاق
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(بُ) [ تر. ] = بنجق. بنجوق: ۱- (اِ.) حلقهها، گویهای الوان. ۲- قطعات شیشهای ک ه برای زینت اسبان و استران به کار رود. ۳- (ص.) اسب زینت شده با بنجاق.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(بُ) [ تر. ] = بنجق. بنجوق: ۱- (اِ.) حلقهها، گویهای الوان. ۲- قطعات شیشهای ک ه برای زینت اسبان و استران به کار رود. ۳- (ص.) اسب زینت شده با بنجاق.