بنجیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ دَ) (مص م.) کمک کردن، یاری کردن.واژه قبلی: بنجکواژه بعدی: بند