بند آمدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. مَ دَ)(مص ل.) ۱- بازایستادن. ۲- بسته شدن. ۳- متوقف شدن.مترادفها و واژههای مرتبطراهبندانشدنبسته شدن، سد شدن، مسدود شدن ≠ باز شدنباز ایستادن، قطع شدن، متوقفشدن، موقوف شدنواژه قبلی: بندواژه بعدی: بند آوردن