واژه جو

بند داشتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بند داشتن . [ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) مقید بودن . گرفتار بودن : امیر محمد از صدر بزیر آمد و بند داشت ... و ما وی را بدیدیم ... و گریستن بر ما افتاد. (تاریخ بیهقی ).

معنی بند داشتن | واژه جو