بند و بست/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ دُ بَ)(اِمر.)۱ - توطئه، ساخت و پاخت، دست به یکی کردن. ۲- ترتیب، انتظام.مترادفها و واژههای مرتبطتبانی، ساختو پاخت، زدوبند، زمینهسازیتوطئه، توطئهچینی، دسیسهواژه قبلی: بند نافواژه بعدی: بند کردن