بنو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بُ) (اِ.) = بنوه: خرمن گندم و جو و کاه و مانند آن.واژه قبلی: بنه کنواژه بعدی: بنوا دادن