بنگره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بنگره . [ ب َ گ َ رَ / رِ ] (اِ) صوتی و ذکری را گویند که زنان به وقت خوابانیدن اطفال میخوانندتا ایشان بخواب روند. (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا). ذکری که برای خوابانیدن اطفال خوانند و نانو نیز گویند. (رشیدی ). ذکری باشد که عورات در محل خفتن کودکان بگویند تا بخواب روند و آنرا نانو نیز گویند. (جهانگیری ). آوازی که زنان در هنگام خواب کردن طفل خوانند. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ) : تو خفته ای خوش ای پسر و چرخ روز و شب همواره میکنند ببالینت بنگره . ناصرخسرو.
بنگره . [ ب ِ گ َ رَ ] (اِ) ریسمانی که در محل رشتن پنبه بر دوک پیچیده گردد. (برهان ) (رشیدی ) (جهانگیری ) (از ناظم الاطباء) (از فرهنگ فارسی معین ) (آنندراج ) (انجمن آرا).