بنگشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بنگشتن . [ ب ُ گ َ ت َ ] (مص ) بلع کردن و ناجاویده فروبردن . (برهان ). بلع کردن که بفارسی اوباریدن گویند. یعنی ناخائیده فروبردن . (آنندراج ). ناجاویده فروبردن . و آنرا اوباریدن گویند و بتازی بلع خوانند. (جهانگیری ).