به دین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
به دین . [ ب ِه ْ ] (اِ مرکب ) دین خوب . و پارسیان آئین و کیش خود را به دین خوانده اند و لغتی است پارسی که عرب نیز بهمین معنی استعمال کرده و عرب وعجم در بعضی لغات مشارکت دارند، از آن جمله دین، تنور، خمیر، دینار، درهم، کفن، و غیره . (انجمن آرا) (آنندراج ). دین و آئین حضرت زردشت که دین بهی گویند. (ناظم الاطباء). دین زردشتی . گبر. مجوس . ◄ دین نیک . آئین خوب . (فرهنگ فارسی معین ) : ز گوینده بپذیر به دین اوی بیاموز از او دین و آئین اوی . دقیقی . ◄ (ص مرکب ) آنکه دارای آیین نیکوست . (فرهنگ فارسی معین ).