به هم خوردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. خُ دَ) (مص ل.) ۱- برخورد کردن. ۲- انحلال یک حزب یا گروه... ۳- بد - حال شدن.واژه قبلی: به هم برآمدنواژه بعدی: به هم زدن