بهتر شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بهبود یافتن، خوب شدن وضع، روبهبهبود گذاشتن، رفاه بهدست آوردن، بازسازی شدن، پیشرفت کردن، بالیدن آدم شدن، اصلاح شدن بههم آمدن، التیام پیدا کردن، بهبود یافتن، خوب شدن، درمان شدن بالا آمدن، بالا کشیدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بهبود یافتن، خوب شدن وضع، روبهبهبود گذاشتن، رفاه بهدست آوردن، بازسازی شدن، پیشرفت کردن، بالیدن آدم شدن، اصلاح شدن بههم آمدن، التیام پیدا کردن، بهبود یافتن، خوب شدن، درمان شدن بالا آمدن، بالا کشیدن