بهر داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بهر داشتن . [ ب َ ت َ ](مص مرکب ) نصیب داشتن . صاحب قسمت بودن : بدو گفت کسری که آباد شهر کدام است و ما زو چه داریم بهر. فردوسی . همه نامداران و گردان شهر هر آنکس که او از خرد داشت بهر. فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بهر داشتن . [ ب َ ت َ ](مص مرکب ) نصیب داشتن . صاحب قسمت بودن : بدو گفت کسری که آباد شهر کدام است و ما زو چه داریم بهر. فردوسی . همه نامداران و گردان شهر هر آنکس که او از خرد داشت بهر. فردوسی .