بهرا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بهرا. [ ب َ ] (اِ) از جهت چیزی . ازبرای چیزی . (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا) : حاجت عقل اندر او گشت روا ای عجب ساخت ز بهرای خویش از دل و طبعش بلب . سنایی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بهرا. [ ب َ ] (اِ) از جهت چیزی . ازبرای چیزی . (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا) : حاجت عقل اندر او گشت روا ای عجب ساخت ز بهرای خویش از دل و طبعش بلب . سنایی .