بهره
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بَ رِ) [ په. ] (اِ.)۱ - نصیب، قسمت.<BR>۲- سود، نفع.<BR>۳- حاصل، محصول.<BR>۴- حاصل قست.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بَ رِ) [ په. ] (اِ.)۱ - نصیب، قسمت. ۲- سود، نفع. ۳- حاصل، محصول. ۴- حاصل قست.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بهره . [ ب ُ رَ ] (اِخ ) نام طایفه ای است که مولد و مسکن و مقام ایشان در گجرات است . (برهان ). نام گروهی از مردم گجرات . (ناظم الاطباء).
بهره . [ ب َ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان چولایی خانه است که در بخش حومه ٔ شهرستان مشهد واقع است و ٢١٣ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).
بهره . [ ب َ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان بادی است که در بخش مرکزی شهرستان اهواز واقع است و ١٥٠ تن سکنه دارد و آبادی مقطوع که متصل به این قریه است جزء این ده منظور شده است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).
مترادف و متضاد واژهدان
برخه، بهر، حصه، سهم، قسمت، نصیب بخش سود، صرفه، فایده، نتیجه ربح، سود، مزد، منفعت، نفع حظ حاصل، محصول حاصلقسمت حقمالک
فرهنگ طیفی واژهدان
سود، ربا، ربح، فرع، نزول، اسکونت، افزایش سرمایه ربا، سود بانکی، بهره ساده، بهره مرکب نرخ بهره نتیجه، محصول نفع، منفعت، استفاده، فیض، فایده، برد، صرف، صرفه، سود، درآمد تنزیل، تخفیف