بهشت سیما
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بهشت سیما. [ ب ِ هَِ ] (ص مرکب ) بهشتی روی . بهشت رو. از اسمای محبوب است . (از آنندراج ). بهشت روی . (ناظم الاطباء). زیباروی : نظر بزلف و خط آن بهشت سیما کن شکسته ٔ قلم صنع را تماشا کن . صائب (از آنندراج ). رجوع به بهشت رو و بهشتی روی شود.