بهمنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بهمنی . [ ب َ م َ ] (اِخ ) سلاطین بهمنی از سال ٧٤٨ تا ٩٣٣ هَ . ق . در قسمتی از دکن حکومت کردند. مؤسس این سلسله حسن کانگو از افغانانی است که در خدمت یکی از براهمه ٔ دهلی بسر میبرد در سال ٧٤٨ هَ . ق . شروع و آخرین آنها کلیم آشاه است که در سال ٩٣٣ منقرض گردید. ممالک این سلسله بین پنج سلسله ٔ دکن تقسیم شد. (از تاریخ طبقات سلاطین لین پول صص ٢٨ - ٢٨٩). و رجوع به بهمنیان و گلبرگه شود.
بهمنی . [ ب َ م َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش میناب است که در شهرستان بندرعباس واقع است . این دهستان در جنوب خاوری میناب واقع است و محدود است از شمال بدهستان پائین شهر، از خاور بدهستان حومه، از جنوب بدهستان دهو، از باختر بدهستان شمیل و از ٩ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده است . جمعیت آن ٧٨٩٠ تن است مرکز دهستان قریه ٔ بهمنی است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨).
بهمنی . [ ] (اِخ ) دهی از دهستان چارکی است که در بخش لنگه ٔ شهرستان لار است و ٢٨٢ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٧).