بهسختی افتادن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بهزحمت افتادن، افتادن، گرفتار شدن، بد دیدن، بد آوردن، امروز را فردا کردن، در محنت بودن، مبتلا بودن، آفتابش از مغرب درآمدن، بیچاره شدن، بدبخت شدن، در سختی بودن، رنج بردن آفت زدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بهزحمت افتادن، افتادن، گرفتار شدن، بد دیدن، بد آوردن، امروز را فردا کردن، در محنت بودن، مبتلا بودن، آفتابش از مغرب درآمدن، بیچاره شدن، بدبخت شدن، در سختی بودن، رنج بردن آفت زدن