بهمبارزه طلبیدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
هماورد خواستن، رجز خواندن، ادعا کردن، حریف طلبیدن، عصیان کردن، مقاومت کردن نافرمانی کردن، سرپیچی کردن، مخالفت کردن، اختلاف داشتن، ضدیت کردن آماده جنگ شدن، آمادهباش دادن، اتمام حجت کردن، اولتیماتوم دادن اعتنا نکردن مصمم بودن