بههم زدن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
آشفته کردن، پریشان کردن، نامرتب کردن (متضاد: مرتب کردن) مختل کردن زیرورو کردن، مخلوط کردن باطل شدن، لغو شدن خراب شدن، مختل شدن بیسامان شدن، بینظم شدن، نامنظم شدن از بین رفتن، نابود شدن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
آشفته کردن، پریشان کردن، نامرتب کردن (متضاد: مرتب کردن) مختل کردن زیرورو کردن، مخلوط کردن باطل شدن، لغو شدن خراب شدن، مختل شدن بیسامان شدن، بینظم شدن، نامنظم شدن از بین رفتن، نابود شدن