بهیادماندن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بهجا آوردن، تشخیص دادن، شناختن، آشنا بودن، دانستن بهیاد داشتن، اظهار آشنایی کردن، فراموش نکردن، نگهداشتن حفظ کردن، ازبردانستن، بهیاد بودن، مراعات کردن، توجه کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بهجا آوردن، تشخیص دادن، شناختن، آشنا بودن، دانستن بهیاد داشتن، اظهار آشنایی کردن، فراموش نکردن، نگهداشتن حفظ کردن، ازبردانستن، بهیاد بودن، مراعات کردن، توجه کردن