به
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(~.) (اِ.) درختی است مانند درخت سیب که پشت برگهایش کرک دار است. میوه اش زرد و خوشبو و کرکدار که در پاییز میرسد. میوه و تخم میوه اش برای سینه و ریه نافع است.
صرافت کاری افتادن (بِ. صِ فَ تِ اُ دَ) [ فا - ع. ] (مص ل.) به انجام کاری وسوسه شدن.
(بِ) (حراض.) ۱- به وسیله، توسط. ۲- سوگند، قَسم مانند: به خدا، به جان تو. ۳- به سویی، به طرف. ۴- برای، به خاطر. ۵- بر روی، بر.