بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
وجود داشتن جزیی از چیزی بودن، قائم به ذات بودن ازقبل بودن، مقدم بودن رایج بودن، اکنون بودن تداوم داشتن، ادامه دادن، بقا داشتن، دوام داشتن، طولانی شدن وقت گذراندن، پلکیدن، ول گشتن، گز کردن زنده بودن، نفس کشیدن، زیستن در مکان بودن، ایستادن، مستقر بودن اینجا بودن، حاضر بودن، حضور داشتن پر کردن، فراگرفتن واقع شدن، اتفاق افتادن صحت داشتن، مورد داشتن، درست بودن جای دیگریرا پر کردن، نشان دادن، نماینده چیزی بودن، نمودن همان بودن، یکی بودن باشیدن