بوران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بوران . (اِخ ) نام دختر حسن بن سهل که زوجه ٔ مأمون عباسی بوده وبورانیه که طعامی است معروف، منسوب بدو است . اما شیخ الرئیس در شفا گفته : بورانی منسوب است به بوران دخت بنت خسروپرویز که مقدم بوده . (از آنندراج ) (از انجمن آرا). نام زن مأمون خلیفه . (از اشتینگاس ). نام زن مأمون عباسی، دختر حسن بن سهل . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). رجوع به تعلیقات چهارمقاله چ معین ص ٥٣ شود.
بوران . (ترکی، اِ) باران یا برفی که با باد باشد. (فرهنگ فارسی معین ). ◄ باد شدیدی که برفهای کوه را از جایی بجایی منتقل کند. (فرهنگ فارسی معین ). ♦ باد و بوران ؛ سرما و باد و برف شدید. (فرهنگ عامیانه ٔ جمالزاده ).