بورنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بورنگ . [ رَ ] (اِ) نوعی از ریحان کوهی . (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). حوک . (نصاب الصبیان ). بادروح . (اختیارات بدیعی ) (فهرست مخزن الادویه ). بادرنگ بویه . بارنگ بویه . بادرنجبویه . (یادداشت بخط مؤلف ).
بورنگ . [ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان مؤمن آباداست که در بخش درمیان شهرستان بیرجند واقع است . و ٦٨٥ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).