بوریاباف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بوریاباف . (اِخ ) دهی از دهستان قلعه حاتم است که در شهرستان بروجرد واقع است و ١٤٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).
بوریاباف . (نف مرکب ) آنکه بوریا بافد. (آنندراج ). سازنده ٔ بوریا. (ناظم الاطباء). بوریاگیر. حصیرباف : بقدر شغل خود باید زدن لاف که زردوزی نداند بوریاباف . نظامی . بوریاباف اگرچه بافنده است نبرندش به کارگاه حریر. سعدی . حدیث مدعیان و خیال همکاران همان حکایت زردوز و بوریاباف است . حافظ. ◄ پتل بند و تپنگوی اسباب . (ناظم الاطباء).