واژه‌جو

بوریاپوش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بوریاپوش . (نف مرکب ) کنایه از غایت مفلسی و نکبتی که برای پوشیدن، غیر بوریا نداشته باشد. (آنندراج ). کسی که از هر جهت بیچاره و بی نوا باشد. (ناظم الاطباء) : هوس آتشین رخی دارد هر کجا رند و بوریاپوشی است . وحید (از آنندراج ).

معنی بوریاپوش | واژه‌جو