واژه جو

بوریه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بوریة. [ ری ی َ ] (ع اِ) حصیر بافته . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). حصیر بافته از نی . و این معرب از فارسی است . (از اقرب الموارد). ◄ راه . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

بوریه . [ ی َ / ی ِ ](اِ) بوریا. (ناظم الاطباء). و رجوع به بوریا شود.

معنی بوریه | واژه جو