بور/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ په. ] (ص.) ۱- سرخ کم رنگ. ۲- اسب سرخ. ۳- کسی که از عهده انجام کار برنیامده و شرمنده شده باشد.مترادفها و واژههای مرتبطسرخ، قرمزرنگبرزخدماغسوختهواژه قبلی: بودیسمواژه بعدی: بور شدن