بوم
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
[ په. ] (اِ.) ۱- سرزمین، ناحیه. ۲- زمین شیار نکرده. ۳- جا، مقام. ۴- سرشت، طبیعت. ۵- پارچه قاب گرفتهای که روی آن نقاشی کنند. ۶- زمینه پارچه زردوزی شده.
(اِ.) جغد.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
[ په. ] (اِ.) ۱- سرزمین، ناحیه. ۲- زمین شیار نکرده. ۳- جا، مقام. ۴- سرشت، طبیعت. ۵- پارچه قاب گرفتهای که روی آن نقاشی کنند. ۶- زمینه پارچه زردوزی شده.
(اِ.) جغد.