واژه جو

بچند

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بچند.[ ب َ چ َ ] (اِ) صورتی است از پژند. برغست . قنابری . پژند. (مهذب الاسماء). و رجوع به پژند و برغست شود.

بچند. [ ب ِ چ َ ] (ادوات استفهام ) به چقدر. به چه قیمت . (آنندراج ). به چه مقدار. (ناظم الاطباء). ♦ امثال : کس نگوید خرت بچند ؟

معنی بچند | واژه جو