واژه جو

بچه دار شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بچه دار شدن . [ب َ چ َ / چ ِ / ب َچ ْ چ َ / چ ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) دارای بچه گردیدن . صاحب طفل شدن . دارای بچه گشتن . ◄ بچه در رحم بستن . دارای بچه شدن . آبستن شدن .

معنی بچه دار شدن | واژه جو