واژه جو

بچه کشیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بچه کشیدن . [ ب َ چ َ /چ ِ ب َچ ْ چ َ / چ ِ ک َ / ک ِ ] (مص مرکب ) بچه زادن . (آنندراج ). ◄ حمل بچه . بارداری : خرسندی است دارو، استرونی است حرص کآز و نیاز بچه همی توأمان کشد. امیرخسرو. ◄ بچه گرفتن از جنس ماده ٔ پرورده و نگهداری شده .

معنی بچه کشیدن | واژه جو