واژه جو

بژرنی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بژرنی . [ ب َ ژَ ] (اِ) شعوری و به تبع او ناظم الاطباء این کلمه را آورده و بدان معنی شکوه و جلال و حشمت و وقار و تجمل داده است و مصراع ذیل از فردوسی را شاهد آورده : «بژرنی نگه داری آن مرز و بوم ». اما گذشته از آنکه چنین لغت و ترکیبی در فرهنگها و فهرست لغت و لغت شاهنامه نیست پیداست که کلمه دگرگون شده ٔ بژرفی است بمعنی با دقت و احتیاط. رجوع به بژرفی شود.

معنی بژرنی | واژه جو