واژه جو

بژن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بژن . [ ب َ ژَ ] (اِ) گِل و لای تیره و متعفن باشد که در بن حوضها و جویها بهم رسد. (برهان ) (مجمع الفرس ) (فرهنگ شعوری ) (اوبهی ) (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ). آن را لای، لجن، لژن گویند. (فرهنگ جهانگیری ) (شعوری ) (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ). خرد. خر. خره . و رجوع به لای شود.

فرهنگ نام‌های فارسی

نام زنانه

معنی بژن | واژه جو