واژه جو

بکاسه و نمک محتاج شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بکاسه ونمک محتاج شدن . [ ب ِ س َ / س ِ وَ ن َ م َ م ُ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از کمال نکبت و افلاس . (آنندراج ). و رجوع به مجموعه ٔ مترادفات ص ٢٦ شود : حسود را ز حسد بس همین قدر که بود بکاسه و نمک چشم شور خود محتاج . اثر (از آنندراج ).

معنی بکاسه و نمک محتاج شدن | واژه جو