بکر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بِ) [ ع. ] (ص.) ۱- دختر دوشیزه. ۲- تازه، دست نخورده. ۳- اندیشه نو.مترادفها و واژههای مرتبطباکره، بتول، دختر، دوشیزه، عذرا ≠ بیوهدستنخوردهبدیع، تازه، طرفه، نوواژه قبلی: بکترواژه بعدی: بکره