بی آبرو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی آبرو. (ص مرکب ) بی عزت و بی حرمت . (آنندراج ). بی اعتبار و بی شرف و رسوا و خوار و ذلیل . (ناظم الاطباء). رجوع به ماده ٔ بعد شود. ◄ معزول . (ناظم الاطباء). ◄ شرمگین . (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
بدنام، بیغیرت، بیناموس، رسوا، فرومایه، مفتضح (متضاد: آبرومند، آبرودار)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی