بی آلتی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی آلتی . [ ل َ ] (حامص مرکب ) ساز و برگ نداشتن . محروم بودن از وسایل و اسباب : ز بی آلتی وانماندم بکنج جهان باد و از باد ترسد ترنج . نظامی . نفس اژدرهاست او کی مرده است از غم بی آلتی افسرده است . مولوی . و رجوع به ماده ٔ قبل شود.