بی اختیار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ) [ فا - ع. ] (ص.) ۱- بی اراده. ۲- بدون فکر و تصمیم قبلی.مترادفها و واژههای مرتبطبلااراده، بیاراده، ملزم، ناچار، ناگزیر ≠ مختارواژه قبلی: بی آلایشواژه بعدی: بی ادب