بی حساب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حِ) [ فا - ع. ] (ص مر.) بی اندازه.مترادفها و واژههای مرتبطبسیار، بیاندازه، بیحد، بیشمار، بیمر، نامعدود ≠ حسابشده، معدودستمگر، ظالم، ظلمپیشه، متعدی ≠ دادگر، منصفغیرعادی، نادرست، ناصواب، نامعقول ≠ معقولواژه قبلی: بی حدواژه بعدی: بی حمیت