بی خبری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی خبری . [ خ َ ب َ ] (حامص مرکب ) حالت بی خبر. رجوع به بی خبر و خبر شود.
مترادف و متضاد واژهدان
تغافل، جهل، غفلت، ناآگاهی، نادانی، ناهشیاری (متضاد: آگاهی) ناغافل، ناگهان
واژگان فارسی سره واژهدان
ناآمیخته، ناآگاهی
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی