بی خبر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی خبر. [ خ َ ب َ ] (ص مرکب ) بی اطلاع . بی آگاه . ناآگاه . رجوع به خبر شود.
بیخ بر. [ بی ب ُ ] (نف مرکب ) آنکه از بیخ برد. قطعکننده از بیخ . از بیخ برنده . ◄ (ن مف مرکب ) از بیخ بریده شده . ♦ بیخ برکردن ؛ از بیخ نزدیک زمین درخت را و نزدیک به تنه شاخ را بریدن . بریدن درختی از بیخ، یعنی از سطح زمین . (یادداشت بخط مؤلف ).