بی خیال
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص مر.)<BR>۱- بی فکر، بی اندیشه.<BR>۲- غافل.<BR>۳- بی غم، لاقید.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص مر.) ۱- بی فکر، بی اندیشه. ۲- غافل. ۳- بی غم، لاقید.
فرهنگ طیفی واژهدان
تعجبنزده، عادتکرده، باریبههرجهت، خونسرد، بیتفاوت، مشکوک، منتظر
واژگان فارسی سره واژهدان
مپندار
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی