بی دست و پای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی دست و پای . [ دَ ت ُ ] (ص مرکب ) بی دست و پا در تمام معانی . رجوع به بیدست و پاشود. شاهد ذیل هم بمعنی اصلی که فقدان دست و پای باشد و هم به ناتوانی و زبونی ایهام دارد : وگرغارت و کشتنت بود رای همه روم گشتند بیدست و پای . فردوسی .