بی دشمن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی دشمن . [ دُ م َ ] (ص مرکب ) که دشمن و خصم ندارد. که بر کین کسی نیست یا بر کین او کسی نیست : یکی مرد بی دشمنم پارسی همان باردارم شتروار سی . فردوسی . رجوع به دشمن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی دشمن . [ دُ م َ ] (ص مرکب ) که دشمن و خصم ندارد. که بر کین کسی نیست یا بر کین او کسی نیست : یکی مرد بی دشمنم پارسی همان باردارم شتروار سی . فردوسی . رجوع به دشمن شود.