بی دم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی دم . [ دَ ] (ص مرکب ) (از: بی + دم ) بی نفس . ◄ بی نفسی که به خیر و دعا بر کسی دمیده شود. ♦ بیدم مردان ؛ بی نفس دمیده شده به خیر و دعا بر کسی . بی دعای اولیأاﷲ. (آنندراج ). و رجوع به دَم شود.
بی دم . [ دُ ] (ص مرکب ) (از: بی + دم ) بی دمب . دم بریده . ◄ شرور و موذی و باشرارت و بیشتر در حیوانات استعمال کنند. (ناظم الاطباء).