بی رضا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی رضا. [ رِ ] (ص مرکب ) (از: بی + رضا) بی اجازت و خشنودی . (آنندراج ). بدون اجازه . (ناظم الاطباء). بی خرسندی و خشنودی : زن کز بر مرد بیرضا برخیزد بس فتنه و جنگ از آن سرا برخیزد. سعدی . و رجوع به رضا شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی رضا. [ رِ ] (ص مرکب ) (از: بی + رضا) بی اجازت و خشنودی . (آنندراج ). بدون اجازه . (ناظم الاطباء). بی خرسندی و خشنودی : زن کز بر مرد بیرضا برخیزد بس فتنه و جنگ از آن سرا برخیزد. سعدی . و رجوع به رضا شود.